X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان
باران بهانه بود تا تو زیر چتر من تا انتهای کوچه بیایی!...
با انگیزه زیستن یا بی مشکل زیستن!؟

باید به دو اصل مهم در زندگی توجه نمود :

1ـشما نوع نگاه و نگرش خود را نسبت به زندگی ، انتخاب می کنید که اگر چنین کنید تقریبا می توانید از هر شغلی لذت ببرید .

2ـاگر در زمینه مورد علاقه خود کارکنید شادتر خواهید زیست ، احتمال موفقیت تان بیشتر خواهد بود و احتمالا پول بیشتری بدست خواهید آورد . بنابراین من اول می گویم : تصمیم بگیرید به هر کاری که در حال حاضر مشغولید عشق بورزید و بعد می گویم :پیرو قلب خود باشید . آیا میان این دو تناقضی وجود دارد ؟ خیر . اولا در کوتاه مدت همه ما باید بهترین استفاده را از موقعیتها ببریم . مثلا اگر به پول نیاز داریم باید شغل فعلی خود را حفظ کنیم و در عین حال برای آینده برنامه ریزی کنیم . اما در دراز مدت تنها با انجام کار مورد علاقه است که می توانیم احساس رضایت خاطر پیدا کنیم . معمولا به نظر می رسد که شغل دیگران آسانتر ، جذابتر و پر درآمدتر از شغل ماست! پرستاران به شغل پزشکان ، اداری به فنی و همه به شغل مدیرانشان غبطه می خورند . اما در نهایت به این نتیجه می رسیم که در هیچ کاری ایده آلی وجود ندارد . چرا؟ جواب واضح است دیگران نمی توانند و یا نمی خواهند کاری را انجام دهند بنابراین به ماحقوق می دهند تا کار آنها را انجام دهیم اگر مشکلی برای حل کردن نبود که شغلی برای ما وجود نمی داشت .

اگر شغلتان را دوست نداری دو راه دارد:

یا نگرش خود را تغییر دهید یا شغلتان را . یکی از بزرگان مملکت گفته است در جامعه ما کسی که حاضر است مدیر شود یا عاشق است یا دیوانه . آیا بهتر نیست به جای جدا کردن کار از فراغت آنها را مجموعه زندگی بدانیم ؟ دوست داشتن یک شغل مثل عاشق شدن است عشق ممکن است در آغاز از احساسات تند و افراطی ریشه بگیرد اما در دراز مدت به تصمیم قاطعانه نیاز دارد.

نتیجه :

 انسان اگر عاشق کار و خدمت باشد زندگی را به دو بخش کار و فراغت تقسیم نمی کند . برچسب زدن بر ساعات زندگی باعث محدود شدن ما می شود . شما می توانید در زمان راه رفتن هم به فکر بهتر بودن کار و محیط آن باشید و از این افکار لذت ببرید . افراد عاشق دایم با معشوق خود هستند . پس بیایید عاشق کارمان باشیم.   

 

 

مجله موفقیتhttp://www.fxacm.com